![]() |
![]() |
|
| گر چه می دانم نمی آید ولی هر دم زشوق×××سوی در می آیم و هر سو نگاهی می کنم |
|
مولانا:(مثنوی معنوی)
ریرا > شعر کهن > مولوی > مثنوی معنوی > دفتر اول از مثنوی > سر آغاز حافظ: ریرا > شعر کهن > حافظ > دیوان اشعار > غزلیات خیام: فروغ فرخزاد: اسير امير كبير 1331 *** ديوار جاويدان 1336 عصيان امير كبير 1337 *** تولدي ديگر مرواريد 1342 برگزيده اشعار جيبي 1343 *** گزينه اشعار مرواريد 1364 ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد مرواريد 1352
|
|
+ نوشته شده در
2007/8/29ساعت 20:7 توسط غریب |
|
|
به زیر زلفت این ماه است و یا رو
به روی ماهت این شب است و یا مو
کنی گه صید دل از تیر مژگان
کنی گه قصد جان با تیغ ابرو
نخواهم دم زدن سحر آفرینی
به پیش چشم جادوی تو جادو
به لب خال تو را دل دید و گفتا
که جا در شکرستان کرده هندو
ندارم به قلبم من آرزویی
به جز آنکه ببینم ساقی مه رو |
|
+ نوشته شده در
2007/8/24ساعت 17:1 توسط غریب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تو به من خندیدی
و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خک و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت ... |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 آذر 1385 |
|
RSS
|