تبليغاتX
یاد دوست - نشانی..تو می ذونی کجاست؟..خبر آمد خبری در راه است..به پایا...
گر چه می دانم نمی آید ولی هر دم زشوق×××سوی در می آیم و هر سو نگاهی می کنم
 

نشانی
خانه دوست کجاست ؟ در فلق بود که پرسید سوار !
آسمان مکثی کرد..
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:
نرسید به درخت
کوچه باغی است که از خواب خدا سبز تر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر به در می آرد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی
و تو را ترسی شفاف فرا میگیرد
در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا جوجه بردارد از لانه نور و از او می پرسی
خانه دوست کجاست؟

بیشتر از یک سال از سفر من برای پیدا کردن خانه دوست می گذرد

ومن هنوز در راهم! و من هنوز می گردم...

بیش از یک سال از آغاز من برای ساختن گذشت.ساختن یک خانه تا در آن از

رهگذران..

نشانی خانه دوست را بگیرم...واز خود می پرسم آیا اصلا دوستی وجود دارد؟!

در این راه شک می کنم ..شاید اشتباه آمده ام!!؟

حال از تو می پرسم ای مسافر راه روشنایی..ای کسی که به دنبال نور می روی

ای رهگذر!...

                       "خانه دوست کجاست؟"

+ نوشته شده در  2007/11/7ساعت 18:35  توسط غریب | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خک
و تو رفتی و هنوز
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم
که چرا
خانه کوچک ما سیب نداشت ...


نوشته های پیشین
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
آذر 1385
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

www.GHASRE20.blogfa.com