تبليغاتX
یاد دوست -
گر چه می دانم نمی آید ولی هر دم زشوق×××سوی در می آیم و هر سو نگاهی می کنم
شب میلاد تو ای یار!
مرا شب غمگینی بود
خانه با یاد تو از گل لبریز
همه جا پرتو لرزنده شمع
دوستانت همه شاد
عاشقانت همه جمع!
لیک در جمع عزیزان، تو نبودی افسوس.

همه با یاد تو در طیف سرور
خانه در گل مستور
همه جا سرای نور
یاد شبربن تو در موج نشاط
عکس زیبای تو در جام بلور
لیک در جمع عزیزان، تو نبودی افسوس

همه با یاد تو ((خندان)) بودند
و من ((خانه به طوفان داده!))
در ما همه ((گریان)) بودم.
شمع همراه دل من می سوخت
و کسی آگه از این راز نبود
چه کنم؟ بی تو، در شادی ها
بر دلم باز نبود.

شمع هم گریان بود
لیک ای معنی عشق
اشک دلداده کجا؟
گریه شمع کجا؟
من کجا با دل تنگ
شاد جمع کجا؟

شب تلخی بود
شب تنهای من!
من که در بستر غمها بودم
من که از اشک غریبانه چو دریا بودم
تو ندانی که چه تنها بودم!

کاش می دانستی
شب میلاد عزیزت ای یار!
من به اندازه چشم همه مردم شهر
گریه کردم در خویش.
گریه ام بدرقه راهت باد
شب میلاد تو ((من بودم و اشک))
من که از اشک غریبانه چو دریا بودم
آه، ای معنی عشق
تو ندانی که چه تنها بودم...

 

               تولدت مبارک


+ نوشته شده در  2007/11/30ساعت 21:33  توسط غریب | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خک
و تو رفتی و هنوز
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم
که چرا
خانه کوچک ما سیب نداشت ...


نوشته های پیشین
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
آذر 1385
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

www.GHASRE20.blogfa.com